صدای شکستن استخوانها می آید،صدای آه و اوه یک انسان که به نظر مرد می آید...به سختی تعادلش را برقرار کرده و می ایستد، دستهایش را باز و بسته می کند تا مطمئن شود اوضاع رو به راه است...چند قدم جلو می رود و از روی زمین یک قلم که ضخامت خاک رویش به اندازه خودش شده را بر می دارد... در را که باز می کند نور شدیدی پیکرش را نمایان می کند...
بله، مرد بی هنر بازگشته... ساده تر بگویم، من بازگشتم!

5 comments:
هیپ هیپ هوورررراااا منتظرت بودم >:D<
Welcome Back ...
Axaye blog baste shode, hich kodoom ghabele royat nist. Dalil chiye?
Fil.te.ring
بازگشت غرور آفرینت به دامان بلاگر مبارک
:D
;)
آقای محترم خوب بود یه خبری می دادی که برگشتی که ما بعد چند ماه اینهمه جا نخوریم
به هر حال خوشحالم که برگشتی
Post a Comment