Sunday, July 11, 2010

بازگشت


صدای شکستن استخوانها می آید،صدای آه و اوه یک انسان که به نظر مرد می آید...به سختی تعادلش را برقرار کرده و می ایستد، دستهایش را باز و بسته می کند تا مطمئن شود اوضاع رو به راه است...چند قدم جلو می رود و از روی زمین یک قلم که ضخامت خاک رویش به اندازه خودش شده را بر می دارد... در را که باز می کند نور شدیدی پیکرش را نمایان می کند...
بله، مرد بی هنر بازگشته... ساده تر بگویم، من بازگشتم!

5 comments:

مرثا said...

هیپ هیپ هوورررراااا منتظرت بودم >:D<

Anonymous said...

Welcome Back ...
Axaye blog baste shode, hich kodoom ghabele royat nist. Dalil chiye?

Artless said...

Fil.te.ring

یک مالیخولیایی said...

بازگشت غرور آفرینت به دامان بلاگر مبارک
:D
;)

Shabnam Ghadiri said...

آقای محترم خوب بود یه خبری می دادی که برگشتی‌ که ما بعد چند ماه اینهمه جا نخوریم
به هر حال خوشحالم که برگشتی‌